هم‌قدمِ راوی

چرا «هم‌قدمِ راوی»؟

راوی قرآن ما، راه بلد است، آشناست
به جاده. دیری است که پرچم حق را
به دوشش نهاده‌اند؛ بایـد با او هم‌قدم
شویم تا گـم نشـویم... تا برسیـم... تا
عاقبت به خیر شویم.
قـرار اسـت «المتــقدم لـهم مـارق و
المـتأخر عنهم زاهـق» نباشـیم. قـرار
است «الـلازم لهم لاحـق» باشیـم...
هم‌قدمِ راوی باشیم.

هم‌قدمِ راوی در تلگرام باشید:
Hamghadameravi@

جنبش letter4u

طبقه‌بندی موضوعی
آخرین نظرها

ام المؤمنین

جمعه, ۲۸ تیر ۱۳۹۲، ۰۷:۱۱ ب.ظ

 

«در دوران حکومت اسلامى، زنى در مدینه به دیدن پیامبر آمد. اصحاب دیدند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به این زن خیلى اظهار محبت کرد و احوال خود و خانواده‌اش را پرسید و با کمال صمیمیت و محبت با او رفتار کرد.

بعد که آن زن رفت، پیامبر براى رفع تعجب اصحاب فرمودند که این زن در زمان خدیجه (دوران اختناق و شدت در مکه) به منزل ما رفت و آمد مى‌کرد. لابد در زمانى که همه، یاران پیامبر را محاصره کرده بودند و خدمت حضرت خدیجه سلام اللَّه‌ علیها - همسر مکرم پیامبر - نمى‌آمدند؛ این خانم آن‌وقت با خدیجه رفت و آمد مى‌کرده است. در این روایت هم ندارد که این زن، مسلمان شده بود! نه، احتمالاً این زن هنوز هم مسلمان نبود؛ اما به صرف این‌ که در گذشته چنین خصوصیتى داشته و چنان صمیمیت و محبتى را ابراز مى‌کرده است، پیامبر اکرم سال‌ها بعد از آن، این حق‌شناسى را رعایت مى‌کردند.»                                                                   

و من نمی‌دانم خدیجه با دل پیامبر چه کرده بود که سال‌ها پس از رحلت ایشان، هنوز قدرشناس کسانی بود که به خدیجه ابراز محبت کرده بودند... چه گذشت بر دل رسول الله صلی الله علیه و آله در فراغ خدیجه؟! و خدیجه که بود که خداوند، خاتم الأنبیاء را به همسری، فاطمه را به دختری و امیرالؤمنین را به دامادی روزی‌اش کرده بود. لابد هر که سپر دین شود، خدا و رسولش این‌گونه برایش سنگ تمام می‌گذارند...

خدیجه، عشقِ حسنین بود! امام حسن سلام الله علیه می‌فرمودند: «برادرم حسین، شبیه‌ترین مردم به مادرم فاطمه است و من، شبیه‌ترین مردم به خدیجه هستم...»[1]

ای مؤمنان! یکی از جاهایی که از چشمان فاطمیِ سیدالشهدا سلام الله علیه اشک جاری بود و نوای سوزناک مناجاتش به آسمان‌ها بلند می‌شد، کنار مقبره‌ی ام المؤمنین، خدیجه سلام الله علیها بود...[2] 

امروز در کنار دل غمگین پیامبر، چشمان فاطمه اما گواه از سوز و غربتی عجیب دارد... شاید یاد روضه‌های سه نفری‌شان، دلش را می‌لرزاند... یا مولاتی یا فاطمه! اغیثینی... 

1. المناقب (ابن شهرآشوب)

2. عیون المحاسن

نظرات  (۳)

خمپاره،حرم،عمه سادات،حرامی از شام/خبرهای پر از روضه رسیده/
برگرد به همراه ابولفضل(ع) که انگار/رنگ از همهء اهل حرم باز پریده/

یا زهرا(س)
پاسخ:
خدا ریشه‌ی اسراییل، آمریکا و وهابیت رو خشک کنه...
خدیجه(علیها السلام) از بزرگترین بانوان اسلام به شمار می رود. او اولین زنی بود که به اسلام گروید چنان که علی بن ابی طالب(علیه السلام) اولین مردی بود که به اسلام روی آورد. تنقیح المقال،ج3،ص77.
اولین زنی که نماز خواند، خدیجه بود.او انسانی روشن بین و دوراندیش بود.باگذشت علاقمند به معنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به اخبار آسمانی بود. بحارالانوار،ج16،ص21و79.
خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را "ملکه بطحاء" می گفتند.از نظر عقل و زیرکی نیز برتری فوق العاده ای داشت و مهمتر اینکه حتی قبل از اسلام وی را "طاهره" و "مبارکه" و "سیده زنان" ریاحین الشریعه، ج2،ص207. می خواندند. سیرالاعلام النبلاء،ج2،ص111.
جالب این است که او از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر جدید را می کشید و همیشه از ورقة بن نوفل و دیگر علماء جویای نشانه های نبوت می شد. اشعار فصیح پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت می کند. بحارالانوار، ج16،ص52

السلام علیک یا ام المومنین
پاسخ:
سپاس فراوان.
التماس دعا
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
وصیت‏ حضرت خدیجه

حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد . پیغمبر (ص) به عیادت وی رفت و فرمود : ای خدیجه ، «اما علمت ان الله‏قد زوجنی معک فی الجنه‏» ; آیا می‏دانی که خداوند تو را دربهشت نیز همسرم ساخته است ؟ !

آنگاه از خدیجه دل جویی و تفقد کرد ; او را وعده بهشت داد ودرجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود .

چون بیماری خدیجه شدت یافت ، عرض کرد : یا رسول الله ! چندوصیت دارم : من در حق تو کوتاهی کردم ، مرا عفو کن .

پیامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش‏خود را به کار بردی . در خانه‏ام بسیار خسته شدی و اموالت را درراه خدا مصرف کردی .

عرض کرد : یا رسول الله ! وصیت دوم من این است که مواظب این‏دختر باشید . و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد . چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد . پس مبادا کسی از زنان قریش به اوآزار برساند . مبادا کسی به صورتش سیلی بزند . مبادا کسی بر اوفریاد بکشد . مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده‏ای داشته‏باشد .

اما وصیت‏سوم را شرم می‏کنم برایت‏بگویم . آن را به‏فاطمه عرض می‏کنم تا او برایت‏بازگو کند . سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود : «نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو :مادرم می‏گوید : من از قبر در هراسم ; از تو می‏خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی ، کفن کنی .»

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر(ص) عرض کرد . پیامبر اکرم (ص) آن پیراهن را برای خدیجه‏فرستاد و او بسیار خوشحال شد . هنگام وفات حضرت خدیجه ، پیامبراکرم (ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت . ناگهان جبرئیل درحالی که کفن از بهشت همراه داشت ، نازل شد و عرض کرد : یا رسول‏الله ، خداوند به تو سلام می‏رساند و می‏فرماید : «ایشان اموالش‏را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده‏بگیریم .»
وفات خدیجه (س)

خدیجه در سن ۶۵ سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج ازشعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد . پیغمبر خدا (ص)شخصا خدیجه را غسل داد ، حنوط کرد و با همان پارچه‏ای که جبرئیل‏از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود ، کفن کرد . رسول‏خدا (ص) شخصا درون قبر رفت ، سپس خدیجه را در خاک نهاد وآنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت . او بر خدیجه اشک‏می‏ریخت ، دعا می‏کرد و برایش آمرزش می‏طلبید . آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در «حجون‏» واقع است .

رحلت‏ خدیجه برای پیغمبر (ص) مصیبتی بزرگ بود ; زیرا خدیجه‏یاور پیغمبر خدا (ص) بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد(ص) احترام می‏گذاشتند و از آزار وی خودداری می‏کردند .*************
پاسخ:
سلام و سپاس
التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

/html>